ملاک اعتبار شهادت شهود، تعبد یا وثوق عقلایی؟

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه فقه و حقوق اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران دانشگاه آزاد اسلامی

چکیده

    اماره در منابع فقهی به هر دلیلی که کاشفیت از واقع داشته باشد اطلاق می‌شود؛ کاشفیتی که از منظر فقها و اصولیین قطعی و تام نیست، بلکه نوعاً پذیرش حجیت آن به لحاظ افادۀ ظن معتبر است. شهادت شهود (بینه) نیز که در قوانین موضوعه و در فقه به‌عنوان یکی از ادلۀ معتبر اثبات دعوا وحکم مطرح است، در عبارات فقها به‌عنوان اماره‌ای شناخته می‌شود که از سوی شارع اعتبار یافته، در‌عین‌حال بیشتر فقها و اصولیین بینه را نه به لحاظ افادۀ ظن، که به لحاظ اعتباربخشی از سوی شارع (تعبد)، معتبر می‌دانند و ظن حاصل از آن را به لحاظ مهر تأیید شارع، با تعابیری از قبیل علم تعبدی، علم عرفی وعادی، علم شرعی، علم تنزیلی و تتمیم کشف، معتبر می‌شمارند. قانون‌گذار هم به پیروی از نظر اکثریت، در قوانین مختلف با تعابیر «بینۀ شرعی» و «شهادت شرعی» و به تصریح در مادۀ 175 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392ش به تعبدی بودن آن اشاره دارد. در کنار این گروه، برخی دیگر، خاستگاه اعتبار بینه را بنای عقلا عنوان می‌کنند که به لحاظ افادۀ وثوق عقلایی به تأیید وتنفیذ شارع رسیده، لذا آنچه که باعث حجیت بینه می‌شود، ظن قوی و وثوقی است که موجب کاشفیت آن از واقع می‌گردد؛ اگرچه این کاشفیت ناقص باشد، چراکه تنفیذ شارع موجب تمامیت اعتبار آن خواهد بود. نتیجۀ اختلاف این دو قول، تأثیر در شرایط اعتبار بینه و آثار و احکام آن است، ازجمله در واجب بودن یا نبودن صدور حکم بر قاضی پس از اقامۀ شهادت شهود، اعتبار قول شهود در رجوع از شهادت، اعتبار عدد در شهود (دو نفر بودن) و... . نتیجۀ پژوهش و قول مختار، تأکید به موضوعیت ظن قوی و وثوق عقلایی به‌عنوان ملاک اعتباربخشی شارع به شهادت شهود (بینه) است که خود قائلان به تعبد نیز در مباحثی چون اعتبار رتبی، تعارض دو بینه، ترتب اثر در مرجحات (اعدل واکثر بودن شهود و...) به آن اذعان کرده‌اند. این قول مورد قبول مجامع حقوقی و محاکم است.

کلیدواژه‌ها


. آشتیانی، میرزا محمدحسن (1363)، کتاب القضاء، قم، دارالهجره،هـ.ش. چاپ دوم.

2. آل بحرالعلوم، سید محمد (1403)، بلغه الفقیه، تهران، مکتبه الصادق، هـ.ق.، چاپ چهارم.

3. آملی، میرزا هاشم، مجمع الأفکار، چاپخانۀ علمیّه، 1395 هـ ق

4. ابن براج طرابلسی، قاضی عبدالعزیز (1406)، المهذب، قم، انتشارات جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیه.

5. ابن حمزه (ابی جعفر محمد بن علی)، (1408)، الوسیله الی نیل الفضیله، انتشارات کتابخانۀ آیه‌الله مرعشی،

6. ابن قدامه، عبدالرحمن، المغنی، بیروت، دارالکتاب العربی، بی‌تا.

7. الامدی، علی بن محمد، الاحکام فی اصول الاحکام، دمشق، مؤسسۀ النور 1402ق.

8. الرازی، محمدبن عمربن الحسین (1412)، المحصول فی علم اصول الفقه، بیروت،مؤسسه الرساله، چاپ دوم.

9. العاملی، زین‌الدین بن علی (شهیدثانی)، (1410)، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، قم، انتشارات داوری.   

10. ---------- (1413)، مسالک الافهام الی تنقیح شرایع الاسلام، قم، مؤسسۀ معارف اسلامی، چاپ اول.

11. العاملی، محمدبن مکی (1412)، الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه، قم، انتشارات جامعۀ مدرسین، چاپ اول.

12. امامی، حسن (1371)، حقوق مدنی، تهران، کتاب‌فروشی اسلامیه، چاپ اول.

13. انصاری، مرتضی (1415)، القضاءوالشهادات، انتشارات کنگرۀ جهانی بزرگداشت شیخ انصاری، قم، چاپ اول.

14.---------- (1420)، المکاسب، مجمع الفکر الاسلامی، قم، چاپ اول.

15. بجنوردی، میرزامحمد حسن (1419) القواعدالفقهیه، قم، نشرالهادی، چاپ اول.

16. تبریزی، موسی (1369)ش، اوثق الوسائل، انتشارات کتبی نجفی.

17. حائری، سیدکاظم (1415) القضاء فی الفقه الاسلامی، مجمع الفکرالاسلامی، قم، چاپ اول.

18. حسینی مراغه‌ای، میرعبدالفتاح (1417)، العناوین الفقهیه، قم، انتشارات جامعۀ مدرسین حوزه.

19. حکیم، محسن (1408)، حقائق الاصول، قم، کتابخانۀ بصیرتی، چاپ پنجم

20. ---------- (1404)، مستمسک عروةالوثقی، قم، کتابخانه آیه‌الله مرعشی.

21. حلبی، ابوالصلا‍ح (1403)، الکافی فی الفقه، اصفهان، کتابخانۀ امیرالمؤمنین(ع).

22.حلی، محمد بن منصور بن احمد ابن ادریس(1410)، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، نشر اسلامی،چاپ دوم.

23. حلی،حسن بن یوسف بن مطهر(علامه حلی)،(1420)،تحریرالاحکام الشریعه، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ اول.

24.---------- (1412)، مختلف الشیعه فی احکام الشریعه، نشر اسلامی، چاپ اول.

25. حلی،ابوالقاسم جعفربن الحسن (1409) شرایع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، انتشارات استقلال، چاپ دوم

26. خراسانی، محمدکاظم(آخوند)، (1409)، کفایه الاصول، قم، مؤسسۀ آل‌البیت لاحیاءالتراث.

27. خمینی، روح‌الله (1376)، الاجتهاد والتقلید، تهران، مؤسسۀ تنظیم ونشرآثار امام خمینی، چاپ اول. 

28. ---------- الخلل فی الصلاه، بی‌نا، بی‌تا.

29. خمینی، مصطفی (1376)، تحریرات فی الاصول، تهران، مؤسسه تنظیم ونشرآثار امام خمینی، چاپ اول.

30. خوئی، ابوالقاسم (1410)، کتاب الاجتهاد والتقلید، قم،دارالهادی، چاپ سوم.

31. ---------- (1368)، کتاب الصلاه، قم، مؤسسۀ علمیه، چاپ اول. للمطبوعات، بیروت،‌ چاپ دوم‌.

32. روحانی، محمدصادق (1414)، فقه الصادق، قم، مؤسسۀ دارالکتاب، چاپ سوم.

33. سبزواری، محمدباقربن محمدمؤمن (1423)، کفایه الاحکام، نشر اسلامی، چاپ اول.

34. صدر، محمدباقر (1406)، دروس فی علم الاصول، بیروت، مکتبه المدرسه -دارالکتاب اللبنانی، چاپ دوم.

35. طباطبائی، سیدعلی (1420)، ریاض المسائل فی بیان احکام الشرع بالدلائل، قم، انتشارات جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیه، چاپ اول.

36. طباطبائی یزدی، محمدکاظم (1417)، العروه الوثقی، قم، انتشارات جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیه، چاپ اول.

37. طوسی، محمدبن حسن بن علی (1417)، الخلاف، قم، انتشارات جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیه، چاپ اول.

38.---------- النهایه فی مجردالفقه والفتاوی، انتشارات قدس محمدی، بی‌تا.

39. عراقی، ضیاءالدین (1361)، مقالات الاصول، قم، مجمع الفکرالاسلامی، چاپ اول.

40. عسکری، ابوهلال (1412)، معجم الفروق اللغویه، قم، انتشارات جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیه، چاپ اول.

41. علم الهدی،سیدمرتضی (1346)، الذریعة الی اصول الشریعة، دانشگاه تهران.

42. غزالی، محمدبن محمدبن محمد (1417)، المستصفی فی علم الاصول، بیروت دارالکتب العلمیه. 

43. قمی، میرزا ابوالقاسم، القوانین المحکمه فی اصول الفقه، بی‌نا، بی‌تا.

44. ---------- (1417)، غنائم الایام فی مسائل الحلال والحرام، قم، انتشارات جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیه.

45. کاظمی خراسانی، محمدعلی (1409)، فوائدالاصول، قم، انتشارات جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیه، چاپ اول.

46. کاتوزیان، ناصر (1392) اثبات و دلیل اثبات، تهران، میزان، چاپ هفتم.

47. مجاهد، سید محمد (1296)، مفاتیح الاصول، مؤسسۀ آل‌البیت(ع)، چاپ دوم.

48. محمدتقی الرازی، هدایه المسترشدین فی شرح معالم الدین، بی‌نا، بی‌تا.

49. مظفر، محمدرضا (1408)، اصول الفقه، قم، کتابخانۀ بصیرتی، چاپ پنجم.

50. نجفی، محمدحسن (1365)، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دوم.

51. نراقی، احمدبن محمد مهدی (1408)، عوائدالایام فی بیان قواعدالاحکام و مهمات مسائل الحلال والحرام، قم، کتابخانۀ بصیرتی، چاپ سوم.