نقش عرف به‌منزلۀ منبع حقوق

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه حقوق خصوصی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

چکیده

     هر نیرویی که منشأ ایجاد قاعدۀ حقوقی باشد، منبع حقوق نامیده می‌شود. در اغلب نظام‌های حقوقی، عرف منشأ ایجاد قاعدۀ حقوقی است. عرف قاعده‌ای عام و دائمی است که به‌طور مستقیم از ارادۀ مردم ناشی می‌شود و دولت در ایجاد آن نقشی ندارد. امروزه جایگاه عرف به‌منزلۀ منبع حقوق در کنار دیگر منابع، محل بحث و گفت‌و‌گوست. در واقع پرسش این است که آیا جایگاه عرف هم‌عرض، بالاتر یا پایین‌تر از قوانین موضوعه است؟ در برخی نظام‌های حقوقی مانند کشورهای آنگلوساکسون عرف منبع درجۀ اول حقوق است و قانون پس از آن قرار می‌گیرد. در غالب نظام‌های حقوقی موسوم به حقوق نوشته، عرف منبع درجۀ دوم است و بعد از قانون قرار می‌گیرد. در نظام حقوقی کشور ما پرسش اساسی این است که آیا عرف منبع حقوق است؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، پرسش بعدی این است که جایگاه عرف شبیه به یکی از دو نظام مذکور است یا وضعیت دیگری دارد؟ در این مقاله تلاش شده است که به پرسش‌های مذکور مستنداً پاسخ داده شود.

کلیدواژه‌ها


الف) فارسی

1. امامی، سید حسن  (1366)، حقوق مدنی، ج 6، انتشارات اسلامیه.

2. تروپه، میشل (1386)، فلسفۀ حقوق، ترجمۀ مرتضی کلانتریان، تهران: نشر آگه.

3. جعفری لنگرودی، محمدجعفر (1362مقدمۀ عمومی علم حقوق، تهران: انتشارات گنج دانش.

4. داوید، رنه (1364)، نظام‌های بزرگ حقوقی معاصر، ترجمۀ سید حسین صفایی، محمد آشوری و عزت‌الله عراقی، چ اول، تهران: مرکز نشر دانشگاهی.

5. دل‌وکیو، ژرژ (1380)، فلسفۀ حقوق، ترجمۀ جواد واحدی، چ اول، تهران: میزان.

6. ستوده تهرانی، حسن (1375)، حقوق تجارت، ج 3، تهران: دادگستر.

7. سلجوقی، محمود (1345)، نقش عرف در حقوق مدنی ایران، پایان‌نامۀ دکتری، دانشگاه تهران.

8. شمس، عبدالله (1392)، آئین دادرسی مدنی، ج 3، چ سی‌ودوم، تهران: دراک.

9. شهیدی، مهدی (1379)، حقوق مدنی، اصول قراردادها و تعهدات، ج 2، چ اول، عصر حقوق.

10 صفایی، سید حسین (1383)، قواعد عمومی قراردادها،چ دوم، تهران: میزان.

11. کاتوزیان، ناصر (1393)، قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی، تهران: میزان.

12.----------- (1379)، کلیات حقوق، چ اول، تهران: شرکت سهامی انتشار.

13. ---------- (1382)، مقدمۀ علم حقوق، چ بیست‌ونهم، تهران: شرکت سهامی انتشار.

14. لوی برول، هانری (1388)، جامعه‌شناسی حقوق، ترجمۀ ابوالفضل قاضی، تهران: میزان.

15.متین‌دفتری، احمد (1381)، آیین دادرسی مدنی و بازرگانی، ج 2، چ دوم، تهران: مجد.

16. مونتسکیو، شارل (1392)، روح‌القوانین، ترجمۀ علی‌اکبر مهتدی، تهران: امیرکبیر.

ب) عربی

1. انصاری، شیخ مرتضی (1990م)، المکاسب،ج 1، مؤسسۀ النعمان بیروت.

2. حکیم، محمدتقی (1964م)، الاصول العامه للفقه المقارن، دارالاندلس.

3. الزرقاء، مصطفی احمد (1968م)، المدخل الفقهی العام، ج 1، طبعه تاسعه، دارالفکر.

4. السنهوری، عبدالرزاق احمد (1952م)، الوسیط فی شرح قانون المدنی،ج 1، دار احیاء التراث العربی.

5. مغنیه، محمدجواد (1988م)، علم اصول الفقه فی ثوبه الجدید،الطبعه الثانیه، دارالجواد لبنان.

6. جرجانی، میر سید شریف (1977م)، التعریفات، دار احیاء التراث العربی.

ج) لاتین

 

1. Aubert Jean - Luc ;Savaux Eric (2012), Introduction au droit,14 ed, Sirey.

2. Beatson J.; burrows A.;Cartwright J. (2010), Anson's law of contract, 29 ed, Oxford.

3. Bix Brian (2003), Jurisprudence theory and context, 3 ed, Sweet & Maxwell.

4. Carbonnier Jean (1991), Droit civil, introduction, 20 ed, Puf.

5. Ghestin Jacques;Gaubeaux Gilles (1977), Traite de droit civil, introduction generale, L. G. D. J..

6. Jestaz, Philipe(2005), Les sourses du droit, Dalloz.

7. Malaurie Philipe ;Morvan Patrick (2009), Droit civil, Introduction generale, 3 ed, Defrenois lextenso.

8. Marty Gabriel; Raynaud Pierre (1972), Droit civil, introduction generale a l etude du droit,T 1, 2 ed, Sirey.

9. Mazeaud Leon;Jean et chabas Francois ; par Chabas Franҫois (2000), Leҫons de droit civil, introduction a l’etudedu droit, t 1, v.1, 12 ed, Montchrestien.

10. Roland Henri ;Boyer Laurent (2002), Introduction au droit, Litec.

11.Starck Boris(1972), Droit civil, introduction, Librairies Techniques.

12. Weill Alex (1970), Droit civil, IntroductionGenerale, 2 ed, Dalloz.